على محمدى
33
شرح اصول استنباط ( فارسى )
برخى از امور هست كه اى چه بسا از طرف خدا ابلاغ شده ولى علم آن بر بعضى محجوب و از بعض ديگر پنهان نمانده است . مثل كثيرى از خطابات كه ظلم ظالمين نگذاشت بما برسد . و پارهاى از امور هم از خدا صادر و به ما و اصل شده است . حال نسبت به بخش سوّم بلااشكال ما مكلفيم و نسبت به بخش اوّل بلااشكال آزاديم و محل سخن بخش دوّم است يعنى مواردى كه شك داريم كه آيا خداوند ما را به شرب توتون مثلا مكلف كرده ولى خطابش به دست ما نرسيده و برخى آن را دريافتند و ما درنيافتيم . و يا اصلا مكلف نكرده و در واقع حرام نيست ؟ در حالى كه حديث حجب راجع به بخش اوّل بحث مىكند كه خداوند علم آن را از جميع عباد پنهان داشته و شاهد مطلب كلمهء العباد است كه جمع با الف و لام است اى جميع العباد . حديث دوّم : روايت عبد الاعلى از امام صادق ( ع ) است : راوى مىگويد : از حضرتش راجع به كسانى كه هيچ نمىدانند سئوال كردم كه آيا اينان مكلف هستند و در حقيقت مؤاخذه دارند يا نه ؟ حضرت ( ع ) فرمود : خير ، يعنى چيزى بر عهدهء آنان نيست . كيفيت استدلال : گفتهاند : ما نسبت به شرب توتون هيچ نمىدانيم پس مكلّف نيستيم و هذا معنى البرائة . مصنف مىفرمايد : به احتمال قوى ( كما هو المتبادر ) مراد از « من لم يعرف شيئا » جاهل قاصر باشد يعنى انسانيكه در مناطق دوردست زندگى مىكند و از هيچ حكمى از احكام خبر ندارد و محل بحث ما در جاهل كذائى نيست بلكه